تبليغاتX
سبز سکوت...

روزی روزگاری

      شمع بود و

                      گل و

                             پروانه

                                    دور آن می چرخید٬

                                    و می سوخت٬

                                     اما

                                    نمی مرد.

امروز

    برق هست و

                    لامپ ها و

                             پشه ها

                                       که دور آن ها می چرخند٬

                                       و سایه های بزرگشان روی زمین می افتد.

                                       می میرند٬

                                        اما

                                       کم نمی شوند!

 

+ نوشته شده در  جمعه 30 فروردین1387ساعت 22:46  توسط شهلا جوشقانی  | 


هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی...

از این زمانه دلم...

                        دلم...

                        دلم سیر می شود گاهی! ...

 

فعلا" همین! و نمی دونم چرا!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 0:11  توسط شهلا جوشقانی  | 


عشق این نیست که تو٬

                          به هیچ کس دیگه ای غیر از اون فکر نکنی!

عشق یعنی این که

تو٬ هر چی به هر کس دیگه ای فکر کنی

                                           به این نتیجه برسی که

                           

                            هیچ کس مثل اون نمی شه!

 

+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 20:23  توسط شهلا جوشقانی  | 


این رو به درخواست یا دعوت یک آشنا می نویسم! او که نگفتنی ها رو فریاد میزنه!

و پرسید شما چه طور آدمی هستید؟

و بس عجیب سوالی پرسید! چون اگه ما به واقع بفهمیم که کی هستیم... براستی به درجات بالایی صعود می کنیم!

البته این سوال رو من بارها از خودم می پرسم که من چه طور آدمی هستم... (البته نه به اندازه ی سارا که مدام از خودش می پرسه: ز کجا آمده ام٬ آمدنم بهر چه بود... دوستان می دونن که این شعر مورد علاقه شه!)

و حالا محصول تفکرات شبانه روزیم درباره ی خویشتن خویشم! :

من حدودا" از چند قسمت تشکیل شده ام! اعتقاداتم٬ اهدافم٬ احساسم و شاید چیز دیگری هم باشه!

به اعتقاداتم پایبندم٬ به اهدافم می رسم و به احساساتم ایمان دارم و بر طبق احساسم تصمیم می گیرم و هیچ وقت هم ضرر نمی کنم و پشیمون نمی شم!

خوب می دونم چی می خوام و باید چی کار کنم اما بی نهایت تنبلم!

به طرز وحشتناکی معتادم! معتاد خواب! هیچ وقت از خوابیدن سیر نمی شم!

۱ رفیق بیشتر ندارم و دوستام به اندازه ی انگشت های دستامه!

از مسائلی مثل مرام٬ نون و نمک٬ رفاقت٬ تقدس استاد و معلم٬ دوستی٬ عشق٬ و حتی تنفر و... نمی تونم بگذرم!

سر سخت٬ سرتق٬ و یه کم خیلی عصبی ام! اما دوستام می دونن خیلی بچه ی باحالی هستم!!!

گاهی خیلی نفهم می شم!

گاهی دیوانه و عاشق تصمیمات مرگ بار!

حرف مورد علاقه ام سکوته!

هیچ علاقه ای به علایق دخترونه ندارم و کاملا ضد فمینیست هستم چون معتقدم کاملا به نفع مردهاست! و زن ها ثابت کردن که به عنوان یک موجود ناقص العقل هیچ وقت نمی خوان این قضیه رو بفهمن!

در مقابل هم  این که به یه زن بگن "خیلی مردی" رو تعریف نمی دونم بلکه فحش حساب می کنم! و... این مبحث طولانیه!

و البته خیلی چیزهای دیگه که شاید حتی با هم تضاد داشته باشن! کلا" خیلی غیر قابل تحملم! باور کنید!

و باز پرسیده بود: تاثیر گذارترین فرد زندگی شما کیه؟!

من از هر موجودی تو زندگیم تاثیر گرفتم ام!

اما شاید بتونم به طور شاخص این ها رو بگم:

رفیق و دوستام٬ گاندی٬ قورباغه٬ جکی چان٬ شل سیلور استاین٬ یه دانشجوی سینما که مصاحبه ی یک صفحه ایش رو تو یک مجله ی گمنام خوندم٬ ژوزف مورفی٬ حافظ٬ باتیستوتا٬ پروفسور حسابی٬ ای کیوسان٬ پائولو کوئلیو و محسن چاوشی.

خدایی جواب دادن به این سوال ها خیلی سخت بود! واسه همینم از شخص خاصی دعوت نمی کنم وارد این بازی پیچیده بشه اما تمام خوانندگان این سطور در صورت تمایل می تونن به این دو سوال جواب بدن و ما رو هم خبر کنن بیایم ببینیم چه خبره!!! خوشخال می شم !

از شخص محترمی هم که این دعوت رو از من کرد بسیار سپاس گذارم! منو وادار به تفکرات مثبتی کرد!

...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 0:10  توسط شهلا جوشقانی  | 


اینم به اصرار برخی دوستان! :

تمام فحش های مورد استفاده ی من از نوع عاشقانه شه!!!

 معمولا به اونایی که خیلی دوستشون دارم یه چیزایی می گم که به بقیه نمی گم!

خب به بقیه نمی گم دیگه!!! چرا انقدر اصرار می کنید!

 !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 0:0  توسط شهلا جوشقانی  | 


فحش ها انواع گوناگون دارند و افراد بسته به نوع شخصیت و مرتبه ی اجتماعی یشان از آن ها استفاده می کنند و به ندرت می توان کسی را در این دیار یافت که در تمام عمر خود حتی یک فحش هم نداده باشد! حتی شما دوست عزیز! پس ما با مساله ای بزرگ و همه گیر روبه رو هستیم که درخور توجه بیشتری از سوی مسئولین فرهنگ ساز و دوست داران ادبیات است! باشد که این حرکت کوچک آغاز کاری بزرگ در این زمینه شود!

روانشناسی فحش

از یک دیدگاه خاص٬ فحش جزئی از زندگی و گاه لازمه ی آن است! و در لحظه موجب تسکین بسیاری از دردها و آرامش روحی می شود! نا گفته نماند که بعد از آن لحظه موجب بالا گرفتن دعوا نیز خواهد شد!

همان طور که گفته شد٬ فحش در بسیاری از مواقع معرف شخصیت و جایگاه اجتماعی شخص است. این بنده ی حقیر معتقد است که شخصیت واقعی افراد و سیرت حقیقی ایشان را باید در هنگام خشم و از فحش هایی که بر زبان جاری می سازند شناخت!

در این جا به بررسی برخی از انواع فحش ها می پردازیم:

( البته این دسته بندی ها خود انواع مختلفی دارد که در این مقام نمی گنجد! )

فحش های ادبی:

که در بین ادیبان به آن ها "ناسزا" نیز اطلاق می گردد.

این گونه فحش ها در متون معتبر فارسی نیز یافت می شوند.

مانند: بی صفت٬ بی ادب٬ گستاخ و...

استفاده کنندگان این فحش ها اغلب معلمین و قشر فرهنگی جامعه و همچنین مدیران با کلاس هستند و از شخصیت بالایی بر خوردارند. ( گرچه ما یک دبیر ادبیات داشتیم که فحش مورد علاقه اش "گردن خورد" بود!!!)

فحش های حیوانی:

از رایج ترین فحش ها در بین مردم و مختص انسان های غیر خلاق است و در مواقعی به کار می رودکه نیاز فوری به یک فحش داریم و چیزی یادمان نمی آید. مثلا حین رانندگی که فقط یک لحظه فرصت داریم که به راننده ی دیگری که جلوی ما پیچیده است فحش دهیم زیرا وی فورا گازش را میگیرد و می رود!

این گروه از فحش ها٬ همچنین در بین جوانان رایج است٬ مانند: الاغ٬ خر٬ یابو٬ میمون٬ گوریل٬ گاو٬ شتر و...

فحش های خانوادگی:

مانند فحش خواهر مادر... . استفاده کنندگان این فحش ها کاملا فاقد شخصیت و شعور انسانی هستند! زیرا هنوز نمی دانند وقتی با کسی مشکل دارند٬ به خانواده و اطرافیان طرف هیچ ارتباطی ندارد!

فحش های فیزیکی:

که باحرکت صورت یا بدن انجام می شود. مانند زبان درازی و شکلک در آوردن و ... . که برخی از آن ها در شکل ۱-۱ و ۱-۲ آمده است!

۱-۱            و      ۱-۲ 

این گونه فحش ها بسیار کودکانه هستد و استفاده کننده از رشد فکری کمی برخوردار است!

فحش های رکیک:

که مثال نیاوریم بهتر است!

یک سری فحش های بی محتوا و بی ریشه که اغلب هم نامربوط و نا به جا استفاده می شوند. مختص اراذل و اوباش است و استفاده کنندگانش اغلب در حد همان کلماتی هستند که از آن ها استفاده می کنند.

فحش های روانشناسانه:

این فحش ها به شخصیت و خلق و خوی فرد مورد اهانت اشاره می کند٬ اگر به موقع و در جای خود به کار روند نشانه ی خردمندی و شناخت روانشناسانه ی فحش دهنده است! و بر فرد فحش شنیده لازم است که اندکی روی آن فکر کند!

مانند: احمق٬ بی شعور٬ بی شخصیت٬ خنگ٬ روانی٬ دیوانه و ...

فحش های عاشقانه:

بعض از فحش ها هستند که معنی برعکس دارند ونشانه ی علاقه فردی به فرد دیگر است که می تواند انواع فحش ها را شامل شود٬ لحن و عمق چشمان فحش دهنده برای تشخیص این گونه فحش ها بسیار مهم است!

فحش های جمله ای و شبه جمله ای:

مانند:

- خاک بر سرت!

- برو گمشو!

- آدم نیستی تو!

- خفه شو! و....

معمولا از روی حرص بیان می شوند و نشان دهنده ی این است که گوینده حسابی قاطی کرده است! و در بین عموم شایع است.

فحش های زنانه:

گوینده معمولا هنگام ادای آن روی پایش می زند یا با مشت روی سینه اش می کوبد!:

الهی بمیری ٬ الهی بری زیر گل٬ بترکی٬ کارد بخوره شکمت!

فحش های دخترانه:

و مخصوص بچه ژیگول ها:

لوس٬ پررو٬ و...

فحش های خوراکی:

خوشمزه ترین نوع فحش ها هستند٬ استفاده کنندگان این دسته فحش ها انسان های شوخ طبعی هستند!:

هویج٬ گلابی٬ چغندر٬ پشمک٬ و...

فحش های اختصاصی:

مخصوص انسان های صاحب سبک و هنرمند و خلاق است٬ که فحش های مخصوص به خود دارند و گاه این فحش ها همه گیر می شوند.

این دسته دارای مناعت طبع هستند و برای هر کاری٬ حتی فحش دادن مستقل عمل می کنند و شدیدا در خور احترامند! در عین حال نیز بسیار کم یابند. شخصا چند نفر را با این خصوصیات می شناسم٬ اما به دلیل جلوگیری از سرقت ادبی مثالی نمی آورم!!!

و...

                                                  ***

آن چه گفته شد مختصری از هزاران نوع فحش بود٬ که هرچه در آن پیش می رویم پیچیده تر می شود و گاهی به فحش های ترکیبی و... میرسیم!

امید است خوانندگان محترم با اندکی تفکر و تفحص٬ کلماتی را برای ابراز عصبانیت خود به کار گیرند که در شان و مقامشان باشد و دیگران را درباره ی خود به اشتباه نیندازند!

البته سکوت هم گاهی چیز خوبی است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 فروردین1387ساعت 2:8  توسط شهلا جوشقانی  |